مرتضى مطهرى

42

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىكردند ؛ و اما اگر تفسير دوم صحيح است ، نه ، لازم نيست همه از آن پيروى كنند ، آن‌طور زندگى مربوط به اوضاعى نظير اوضاع آن زمان بوده ، در زمانهاى غير مشابه با آن زمان ، پيروى لازم نيست . وقتى كه به احوال و زندگى و سخنان امام صادق عليه السلام مراجعه مىكنيم مىبينيم آن حضرت كه ظاهر زندگىاش با پيغمبر و على فرق دارد ، به خاطر همين نكته بوده و خود آن حضرت اين نكته را به مردم زمانش دربارهء فلسفهء زهد گوشزد كرده است . اينها كه عرض كردم از تعليمات آن حضرت اقتباس شد . در زمان امام صادق عليه السلام گروهى پيدا شدند كه سيرت رسول اكرم را در زهد و اعراض از دنيا به نحو اول تفسير مىكردند ، معتقد بودند كه مسلمان هميشه و در هر زمانى بايد كوشش كند از نعمتهاى دنيا احتراز كند . به اين مسلك و روش خود نام « زهد » مىدادند و خودشان در آن زمان به نام « متصوّفه » خوانده مىشدند . سفيان ثورى يكى از آنهاست . سفيان يكى از فقهاى تسنن به شمار مىرود و در كتب فقهى اقوال و آراء او زياد نقل مىشود . اين شخص معاصر با امام صادق است و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكرده . در كافى مىنويسد روزى سفيان بر آن حضرت وارد شد ، ديد امام جامهء سفيد و لطيف و زيبايى پوشيده ، اعتراض كرد و گفت يا ابن رسول اللَّه سزاوار تو نيست كه خود را به دنيا آلوده سازى ، امام به او فرمود : ممكن است اين گمان براى تو از وضع زندگى رسول خدا و صحابه پيدا شده باشد . آن وضع در نظر تو مجسم شده و گمان كرده‌اى اين يك وظيفه‌اى است از طرف خداوند مثل ساير وظايف ، و مسلمانان بايد تا قيامت آن را حفظ كنند و همان‌طور زندگى كنند . اما بدان كه اين‌طور نيست . رسول خدا در زمانى و جايى زندگى مىكرد كه فقر و تنگدستى مستولى بود ، عامهء مردم از داشتن وسايل و لوازم اوليهء زندگى محروم بودند . اگر در عصرى و زمانى وسايل و لوازم فراهم شد ، ديگر دليلى براى آن طرز زندگى نيست ، بلكه سزاوارترين مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى ، مسلمانان و صالحانند نه ديگران . اين داستان بسيار مفصل و جامع است و امام در جواب سفيان كه بعد رفقايش هم به او ملحق شدند استدلالات زيادى بر مدعاى خود و بطلان مدعاى آنها كرد كه فعلًا